پیامبر گرامى در بستر بیمارى بود و دختر گرامیش زهرا(س) در کنار بستر وى نشسته بود و چهره نورانى او را نظاره مى کرد و اشعار معروفى که ابوطالب در حق پیامبر سروده بود، زمزمه مى کرد. حضرت فرمود: به جاى ان اشعار این آیه را تلاوت کن:
«و ما محمد الا رسول قد خلت من قل الرسل افان مات او قتل انقلبتم على عقبیه...» (2) محمد پیامبر خداست و پیش از او پیامبرانى آمده اند و رفته اند آیا هر گاه او فوت کند یا کشته شود به ایین گذشتگان خود باز مى گردید، هر کس عقب گرد کند ضررى به خدا نمى رساند.(3)
پیامبر در آخرین لحظات حیات دیدگان خود را باز کرد و فرمود برادرم را صدا کنیدتا در کنار بسترم حاضر شود همگان فهمیدند که مقصودش على است على در کنار بستر پیامبر نشست و او را بلند کرد و به سینه خود چسبانید علایم مرگ در چهره مبارک رسول الله نمایان شد و در آغوش على جان سپرد و روحش به ملکوت اعلى پیوست در این باره على(ع) مى فرماید:
رسول خدا در حالیکه سرش بر سینه ام بود، رحلت فرمود و در حالیکه فرشتگان مرا یارى مى کردند، او را غسل دادم(4)
على (ع) و بعضى ازبزرگان صحابه مشغول تجهیز بدن مطهر رسول خدا شدند و او را در همان خانه اى که از دنیا رفه بود دفن کردند در همان حال منافقان و ریاست طلبان در سقیفه بنى ساعده مشغول زیر پا نهادن وصایاى رسول خدا بودند.
ــــــــــــــــــــــــــــ
1- محمد باقر مجلسى، همان ص 133
2- آل عمران / 144
3- شیخ مفید، الارشاد ص98
4- نهج البلاغه، خطبه 192